به نام او که هرچه هست از اوست.

 

با توجه به مشکلات بلاگفا و از بین رفتن تعداد بسیار زیادی از

اطلاعات و شعرها و همچنین محدودیت های بسیار وبلاگ،

وب سایت زیباترین اشعار راه اندازی گردید و بتدریج تمامی اشعار

و نوشته ها به آن وب سایت منتقل می گردد. 

آدرس وب سایت :

https://www.vahidnahalparvari.com/

https://www.vahidnahalparvari.ir/

https://www.BestPersianPoems.ir/

https://www.BestPersianPoems.com/

منتظر حضورشما  می باشیم، لینک زیر:

بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

 اشعار زیبای حافظ

اشعار زیبای سعدی

اشعار زیبای مولوی

اشعار زیبای عطار نیشابوری

اشعار زیبای عراقی

اشعار زیبای ملک الشعرای بهار

اشعار زیبای محتشم کاشانی

اشعار زیبای خواجوی کرمانی

اشعار زیبای فیض کاشانی

اشعار زیبای فروغی بسطامی

اشعار زیبای منوچهری

اشعار زیبای هاتف اصفهانی

اشعار زیبای وحشی بافقی

اشعار زیبای اخوان ثالث

اشعار زیبای سهراب سپهری

اشعار زیبای نیما یوشیج

اشعار زیبای فروغ فرخزاد

اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج (سایه)

 دلنوشته های زیبا

شعر شانس روز

 

 سلام

 خیلی ممنون که به این وبلاگ اومدید . . .

امسال (خرداد 1389) بعد از روز تولدم، تصمیم گرفتم هر روز یک شعر یا قطعه خوب

را انتخاب و در وبلاگ بگذارم. امیدوارم قبل از رسیدن به خط آخر بتونم در این وبلاگ

به تعداد روزهای باقیمانده شعر نوشته باشم.

درضمن اگه از یک شاعر بطور پیوسته برای مدتی شعر گذاشته میشه دلیلش اینه

که نمی خواهم اشعار تکراری بگذارم و برای این منظور بایستی از یک روند ثابت

پیروی کنم.

  

 علاوه بر شعر روز كه به ترتيب شماره و نظم قبلي گذاشته ميشه، يك شعر ديگه به

عنوان "شعر شانس روز" از شعراي ديگه بدون شماره و  همچنین يك شعر معاصر

و نو با ترتيب و شماره گذاري M2 , M1 , ... گذاشته می شود. همچنین سخنان ناب و 

قطعات ارزشمند از بزرگان و یا دیالوگ های به یاد ماندنی نیز به سایت اضافه می گردد.

 

                                      

 دوستهای خوبم نظر یادتون نره و

بازم به جزیره خودتون تشریف بیارید.

 

 

http://www.vahidnahalparvari.ir/

http://www.BestPersianPoems.ir/

http://www.BestPersianPoems.com/

منتظر حضورشما  می باشیم، لینک زیر:

بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

 اشعار زیبای حافظ

اشعار زیبای سعدی

اشعار زیبای مولوی

اشعار زیبای عطار نیشابوری

اشعار زیبای عراقی

اشعار زیبای ملک الشعرای بهار

اشعار زیبای محتشم کاشانی

اشعار زیبای خواجوی کرمانی

اشعار زیبای فیض کاشانی

اشعار زیبای فروغی بسطامی

اشعار زیبای منوچهری

اشعار زیبای هاتف اصفهانی

اشعار زیبای وحشی بافقی

اشعار زیبای اخوان ثالث

اشعار زیبای سهراب سپهری

اشعار زیبای نیما یوشیج

اشعار زیبای فروغ فرخزاد

اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج (سایه)

 دلنوشته های زیبا

شعر شانس روز

 

امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید.

 وحید

مختصری از شرح زندگانی شعرایی که از شعرهایشان انتخاب شده است.

  "مختصری از شرح زندگانی حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی"

 خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به “حافظ”، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استاران زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی غور و تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. “گوته” دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است     

 

 حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به “خیام” فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتابهایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس، رساله فی الاحتیال لمعرفه مقداری الذهب و الفضه فی جسم مرکب منهما، و لوازم الامکنه را می‌توان نام برد. وی به سال ۵۲۶ هجری قمری درگذشت. رباعیات او شهرت جهانی دارد.

 

 مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او “سعدی” است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ سعدی‌نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کرده‌اند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.

 

 مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهان‌الدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او می‌توان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.   

 

 حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی ، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه . . .

 
                                                                  (مرجع : وبلاگ شعر و شعرا)
ادامه نوشته

نوشته شخصی

نوشته شخصی1- صاحب اثر را به رسمیت بشناسید:

اگر کار دیگران را درمیان می گذارید حواستان باشد که از صاحب اثر به شایستگی یاد کنید. یادکردن از صاحب اثر در این روزگار کپی-پیست، شاید کوششی بیهوده بنماید اما ارزش اش را دارد و درست اش هم همین است. کار دیگران را همیشه طوری درمیان بگذارید که گویی کار خودتان است، با احترام و دقت با آن برخورد کنید. هنگامی که می خواهیم از منابع مان نام ببریم بیشترمان رو ی گرفتاری یافتن صاحب اولیه اثر متمرکز می شویم اما این تنها نیمی از داستان است. اگر شما صاحب اثری را که در میان می گذارید به شایستگی نشناسانید، نه تنها اثر را دزدیده اید که از همه آن کسانی هم که آن اثر را با آنها در میان گذاشته اید دزدیده اید. بدون معرفی صاحب اثر، آنها هیچ راهی برای عمیق تر کاویدن کار یا بیشتر یافتن از آن نخواهند داشت.

بنابراین برای معرفی اثر چه باید کرد؟ معرفی اثر یعنی زمینه اثری را که در میان می گذارید فراهم آورید: کار چیست؟ چه کسی انجام اش داده، چگونه آن را ساخته اند، کی و کجا ساخته شده، چرا دارید آن را در میان می گذارید، چرا مردم باید به آن توجه کنند، و کجا می شود کارهای بیشتری شبیه آن دید. معرفی اثر یعنی برچسب های کوچک موزه را کنار آنچه در میان می گذارید جای دهید. شکل دیگری از معرفی که معمولا فرو می گذاریم این است که آن اثر را کجا یافته ایم. همیشه خوب است که کسانی را که کمکمان کرده اند تا به اثر خوبی بربخوریم سپاس بگزاریم و برای مخاطبمان هم ردی با خرده نان بگذاریم تا بتواند پی آن را بگیرد و به منبع الهام مان برسد.

در فضای آنلاین، مهمترین شیوه معرفی، لینک دادن به وبسایت آفریننده اثر است. این، افرادی را که به اثر برمی خورند به منبع اصلی می فرستد. قانون یکم اینترنت: مردم تنبل اند. اگر شما لینک نگذارید کسی نمی تواند روی آن بکلیکد. در فضای آنلاین، معرفی بدون لینک در مرز بی مصرفی است: 99/9 درصد مردم زحمت گوگلیدن نام ها را به خودشان نمی دهند.

همه اینها پرسشی را به ذهن می آورد: اگر بخواهید چیزی را درمیان بگذارید اما ندانید از کجا آمده یا چه کسی آن را ساخته، چه؟ پاسخ: چیزهایی را که نمی توانید به شایستگی معرفی کنید درمیان نگذارید.

 

نوشته شخصی1

نوشته بالا از کتاب "ده راه برای نمایش خلاقیت و به چشم آمدن" نویسنده آستین کلئون و ترجمه مهسا ذوالریاستین می باشد. با توجه به اهمیت موضوع تصمیم گرفتم این مطلب رو به عنوان اولین مطلب بخش نوشته های شخصی، در میان بگذارم. امیدوارم که همگی بتوانیم بهش عمل کنیم و با درج منبع و مرجع کارها، به آثار افراد احترام بگذاریم.

10 ways to share your creativity and discovered

Austin Kleon , 2014

نوشته شخصی1

نوشته شخصی1 - نوشته شخصی1  - نوشته شخصی1

نوشته های شخصی

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، اطلاع رسانی، خبر، تخصصی، عمومی، گردش، نقد و نظر درباره رویداد، تجربه شخصی، وحید نهال پروری، نوشته شخصی، اشتراک گذاشتن، آموزشی، تجربه شخصی،

 

 

دل نوشته

570

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

569

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

568

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

567

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

566

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

565

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

564

 زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل را هر آنکه نیک نگهداشت پادشاست

1745- گویند عارفان هنر و علم کیمیاست

وان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست

فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد

همدوش مرغ دولت و همعرصهٔ هماست

وقت گذشته را نتوانی خرید باز

مفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست

گر زنده‌ای و مرده نه‌ای، کار جان گزین

تن پروری چه سود، چو جان تو ناشتاست

تو مردمی و دولت مردم فضیلت است

تنها وظیفهٔ تو همی نیست خواب و خاست

زان راه باز گرد که از رهروان تهی است

زان آدمی بترس که با دیو آشناست

سالک نخواسته است ز گمگشته رهبری

عاقل نکرده است ز دیوانه بازخواست

چون معدنست علم و در آن روح کارگر

پیوند علم و جان سخن کاه و کهرباست

خوشتر شوی بفضل زلعلی که در زمی است

برتر پری بعلم ز مرغی که در هواست

گر لاغری تو، جرم شبان تو نیست هیچ

زیرا که وقت خواب تو در موسم چراست

دانی ملخ چه گفت چو سرما و برف دید:

تا گرم جست و خیز شدم نوبت شتاست

جان را بلند دار که این است برتری

پستی نه از زمین و بلندی نه از سماست

اندر سموم طیبت باد بهار نیست

آن نکهت خوش از نفس خرم صباست

آن را که دیبهٔ هنر و علم در بر است

فرش سرای او چه غم ارزانکه بوریاست

آزاده کس نگفت ترا، تا که خاطرت

گاهی اسیر آز و گهی بستهٔ هواست

مزدور دیو و هیمه‌کش او شدیم از آن

کاین سفله تن گرسنه و در فکرت غذاست

تو دیو بین که پیش رو راه آدمی است

تو آدمی نگر که چو دستیش رهنماست

بیگانه دزد را بکمین میتوان گرفت

نتوان رهید ز آفت دزدی که آشناست

بشناس فرق دوست ز دشمن . . .

ادامه نوشته

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی

M231- چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی

چراغ خلوت این عاشق کهن باشی

به سان سبزه پریشان سرگذشت شبم

نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی

تو یار خواجه نگشتی به صد هنر، هیهات

که بر مراد دل بی قرار من باشی

تو را به آیینه داران چه التفان بود

چنین که شیفته ی حسن خویشتن باشی

دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق

وگرنه از تو نیاید که دلشکن باشی

وصال آن لب شیرین به خسروان دادند

تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی

ز چاه غصه رهایی نباشدت، هر چند

به حسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی

خموش سایه که فریاد بلبل از خامی ست

چو شمع سوخته آن به که بی سخن باشی

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

شهریار - گزیدهٔ غزلیات

به اختیار گرو برد چشم یار از من

که دور از او ببرد گریه اختیار از من

به روز حشر اگر اختیار با ما بود

بهشت و هر چه در او از شما و یار از من

سیه تر از سر زلف تو روزگار من است

دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من

به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند

بسی فسانه شیرین به یادگار از من

در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر

دگر چه داری از این بیش انتظار از من

به اختیار نمی باختم به خالش دل

که برده بود حریف اول اختیار از من

گذشت کار من و یار شهریارا لیک

در این میان غزلی ماند شاهکار از من

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

مینا فروش چرخ ز مینا هر آنچه ساخت - سوگند یاد کرد که یاقوت احمر است

1744- آهوی روزگار نه آهوست، اژدر است

آب هوی و حرص نه آبست، آذر است

 

زاغ سپهر، گوهر پاک بسی وجود

بنهفت زیر خاک و ندانست گوهر است

 

در مهد نفس، چند نهی طفل روح را

این گاهواره رادکش و سفله‌پرور است

 

هر کس ز آز روی نهفت از بلا رهید

آنکو فقیر کرد هوای را توانگر است

 

در رزمگاه تیرهٔ آلودگان نفس

روشندل آنکه نیکی و پاکیش مغفر است

 

در نار جهل از چه فکندیش، این دلست

در پای دیو از چه نهادیش، این سر است

 

شمشیرهاست آخته زین نیلگون نیام

خونابه‌هانهفته در این کهنه ساغر است

 

تا در رگ تو مانده یکی قطره خون بجای

در دست آز از پی فصد تو نشتر است

 

همواره دید و تیره نگشت، این چه دیده‌ایست

پیوسته کشت و کندنگشت، این چه خنجر است

 

دانی چه گفت نفس بگمراه تیه خویش:

زین راه بازگرد، گرت راه دیگر است

 

در دفتر ضمیر، چو ابلیس خط نوشت

آلوده گشت هرچه بطومار و دفتر است

 

مینا فروش چرخ ز مینا هر آنچه ساخت

سوگند یاد کرد که یاقوت احمر است

 

از سنگ اهرمن نتوان داشت ایمنی

تا بر درخت بارور زندگی بر است

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت

M230- فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت

که شکیب دل من دامن فریاد گرفت

آن که آیینه ی صبح و قدح لاله شکست

خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت

آه از شوخی چشم تو، که خونریز فلک

دید این شیوه ی مردم کشی و یاد گرفت

منم و شمع دل سوخته، یارب مددی

که دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت

شعرم از ناله ی عشاق غم انگیزتر است

داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت

سایه! ماکشته ی عشقیم، که این شیرین کار

مصلحت را، مدد از تیشه ی فرهاد گرفت

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

اقبال لاهوری - زبور عجم

عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست

لیکن این بیچاره را آن جرأت رندانه نیست

گرچه می دانم خیال منزل ایجاد من است

در سفر از پا نشستن همت مردانه نیست

هر زمان یک تازه جولانگاه میخواهم ازو

تا جنون فرمای من گوید دگر ویرانه نیست

با چنین زور جنون پاس گریبان داشتم

در جنون از خود نرفتن کار هر دیوانه نیست

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

باغی که در آن آشیانه کردی - منزلگه صیاد جانشکار است

1743- ای دل، فلک سفله کجمدار است

صد بیم خزانش بهر بهار است

باغی که در آن آشیانه کردی

منزلگه صیاد جانشکار است

از بدسری روزگار بی باک

غمگین مشو ایدوست، روزگار است

یغماگر افلاک، سخت بازوست

دردی کش ایام، هوشیار است

افسانهٔ نوشیروان و دارا

ورد سحر قمری و هزار است

ز ایوان مدائن هنوز پیدا

بس قصهٔ پنهان و آشکار است

اورنگ شهی بین که پاسبانش

زاغ و زغن و گور و سوسمار است

بیغولهٔ غولان چرا بدینسان

آن کاخ همایون زرنگار است

از نالهٔ نی قصه‌ای فراگیر

بس نکته در آن ناله‌های زار است

در موسم گل، ابر نوبهاری

بر سرو و گل و لاله اشکبار است

آورده ز فصل بهار پیغام

این سبزه که بر طرف جویبار است

در رهگذر سیل، خانه کردن

بیرون شدن از خط اعتبار است

تعویذ بجوی از درستکاری

اهریمن ایام نابکار است

آشفته و مستیم و بر گذرگاه

سنگ و چه و دریا و کوهسار است

دل گرسنه ماندست و روح ناهار

تن را غم تدبیر احتکار است

آن شحنه که کالا ربود دزد است

آن نور که کاشانه سوخت نار است

خوش آنکه ز حصن جهان برونست

شاد آنکه بچشم زمانه خوار است

از قلهٔ این بیمناک کهسار

خونابه روان همچو آبشار است

بار جسد از دوش جان فرو نه

آزاده روان تو زیر بار است

این گوهر یکتای عالم افروز

در خاک بدینگونه خاکسار است

فردا ز تو . . .

ادامه نوشته

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد

M229- بگذر شبی به خلوت این همنشین درد

تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد

خون می رود نهفته ازین زخم اندرون

ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد

این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت

داغ محبت تو به دل ها نگشت سرد

من بر نخیزم از سر راه وفای تو

از هستی ام اگر چه بر انگیختند گرد

روزی که جان فدا کنمت باورت شود

دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد

ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند

و آن لعل فام خنده زد از جام لاجورد

باز آید آن بهار و گل سرخ بشکفد

چندین مثال از نفس سرد و روی زرد

در کوی او که جز دل بیدار ره نیافت

کی می رسند خانه پرستان خوابگرد

خونی که ریخت از دل ما، سایه! حیف نیست

گر زین میانه آب خورد تیغ هم نبرد

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

شیخ محمود شبستری - گلشن راز

نگر کز چشم شاهد چیست پیدا

رعایت کن لوازم را بدینجا

ز چشمش خاست بیماری و مستی

ز لعلش گشت پیدا عین هستی

ز چشم اوست دلها مست و مخمور

ز لعل اوست جانها جمله مستور

ز چشم او همه دلها جگرخوار

لب لعلش شفای جان بیمار

به چشمش گرچه عالم در نیاید

لبش هر ساعتی لطفی نماید

دمی از مردمی دلها نوازد

دمی بیچارگان را چاره سازد

به شوخی جان دمد در آب و در خاک

به دم دادن زند آتش بر افلاک

از او هر غمزه دام و دانه‌ای شد

وز او هر گوشه‌ای میخانه‌ای شد

ز غمزه می‌دهد هستی به غارت

به بوسه می‌کند بازش عمارت

ز چشمش خون ما در جوش دائم

ز لعلش جان ما مدهوش دائم

به غمزه چشم او دل می‌رباید

به عشوه لعل او جان می‌فزاید

چو از چشم و لبش جویی کناری

مر این گوید که نه آن گوید آری

ز غمزه عالمی را کار سازد

به بوسه هر زمان جان می‌نوازد

از او یک غمزه و جان دادن از ما

وز او یک بوسه و استادن از ما

ز «لمح بالبصر» شد حشر عالم

ز نفخ روح پیدا گشت آدم

چو از چشم و لبش اندیشه کردند

جهانی می‌پرستی پیشه کردند

نیاید در دو چشمش جمله هستی

در او چون آید آخر خواب و مستی

وجود ما همه مستی است یا خواب

چه نسبت خاک را با رب ارباب

خرد دارد از این صد گونه اشگفت

که «ولتصنع علی عینی» چرا گفت

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران

بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را

1742- یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی

بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را

اگر زین خاکدان پست روزی بر پری بینی

که گردونها و گیتی‌هاست ملک آن جهانی را

چراغ روشن جانرا مکن در حصن تن پنهان

مپیچ اندر میان خرقه، این یاقوت کانی را

مخسب آسوده ای برنا که اندر نوبت پیری

به حسرت یاد خواهی کرد ایام جوانی را

به چشم معرفت در راه بین آنگاه سالک شو

که خواب آلوده نتوان یافت عمر جاودانی را

ز بس مدهوش افتادی تو در ویرانه گیتی

بحیلت دیو برد این گنجهای رایگانی را

دلت هرگز نمیگشت این چنین آلوده و تیره

اگر چشم تو میدانست شرط پاسبانی را

متاع راستی پیش آر و کالای نکوکاری

من از هر کار بهتر دیدم این بازارگانی را

بهل صباغ گیتی را که در یک خم زند آخر

سپید و زرد و مشکین و کبود و ارغوانی را

حقیقت را نخواهی دید جز با دیدهٔ معنی

نخواهی یافتن در دفتر دیو این معانی را

بزرگانی که بر شالودهٔ جان ساختند ایوان

خریداری نکردند این سرای استخوانی را

اگر صد قرن شاگردی کنی در مکتب گیتی

نیاموزی ازین بی مهر درس مهربانی را

بمهمانخانهٔ آز و هوی جز لاشه چیزی نیست

برای لاشخواران واگذار این میهمانی را

بسی پوسیده و . . .

ادامه نوشته

دل نوشته

 

زيباترين اشعار از ديگر شاعران